کتاب شناسی

تصویر
فولكلور وارليغيميز
70- نجي ايل ده گؤركملي تدقيقاتچي " علي ظفرخواه " ين "آتا بابا لار دئييب لر " كيتابي ياييلاراق ، اونون آذربايجان شفاهي خلق ادبياتي اوغروندا آپارديقي تلاش لار، آردي كسيلمه دن باشقا كيتابلار شكلينده ايسه نشر اولاركن فولكلوروموزو توپلاييب يازماقداسارسيلماز بير ائل وورغونو ايله راسلاشيريق .اونون كيتابلاريني اوخوياركن ، يازيچي نين آپارديقي اَمگي و دقتي داها... ادامه مطلب...
ساعت ساز تبریزی در پانصد سال پیش!/ رسول جعفریان مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 
اخبار خوی - اجتماعی
نوشته شده توسط Administrator   
سه شنبه ، 1 ارديبهشت 1394 ، 12:07

یک ایرانی و به احتمال زیاد از اهالی تبریز، در نیمه اول قرن دهم هجری، موفق به ساخت ساعتی شده است که یک فرنگی ونیزی با نام مایکل ممبره از آن به شگفتی افتاده است؛ ساعتی مجهز که در سال 945 هجری در تبریز به رؤیت این فرنگی رسیده و چگونگی کار آن را گزارش کرده است.

ای کاش یک مورخ ایرانی آن را دیده و گزارش کرده بود، اما حیف که اساسا تاریخ نگاری ما تنها ثبت احوالات سلطان و حاشیه او بوده است. این در حالی است که اگر وصف همین فرنگی نبود، الان همین مقدار اطلاع را هم از آن نداشتیم.

فقط یک نکته، و آن این که ما در صنعت و فن خود، درست مانند علوم تجربی و طبیعی و نجوم و ریاضی خود، تا آنجا که مسیر علمی را پیش رفته ایم و الگویمان بیرونی بوده است، به هدف زده ایم، اما از وقتی که شبه متفکران ما ریاضی و نجوم را با عرفان و ملکوت درآمیخته اند و درست از وقتی که دانش طبیعی را با سنت های مقدس درآمیختیم و به قول نصر از آن «سنت» درست کردیم، (او موافق و ما هم مردد) راه را بر دانش بستیم که البته نه، علم دین را هم ضایع کردیم.

سلف ما، در بسیاری از اوقات، به اسم فلسفه، فیزیک یونانی را داخل متافیزیک کردند و یکی از پیچیده ترین درآمیختگی های عجیب و غریب را که عالی ترین فیلم های هالیودی امروزی هم با درآمیختن معنا و ماده و معجزه و شگفتی و .... نمی توانند شکل آن را درست کنند، ایجاد کردند.

نمونه اش ابن عربی است که در کتاب فتوحاتش ساختمانی از معرفت ساخت که از هر جای علوم بشر، از آنچه از هند قدیم بود، تا یونان باستان، یا افکار مصری و بابلی و غیره و غیره، چیزی برگرفت و داخل آن کرد، چنان که همزمان گویی از همه علوم استمداد شده است تا تعریفی از جهان معرفتی کشفی او بدست آید.

روشن است که قصدم سبک کردن کار این عارف بزرگ نیست، بحثم در باره درهم آمیختن تمامی علوم جاری برای ساختن یک عرفان است که همزمان نشانی از افلاک، ریاضیات، طب قدیم، آیه و حدیث، داستان، مکاشفه و همه چیز در آن بود تا یک سیستمی خلق شود. به عبارت دیگر، اگر ما در جای خود علم تجربی و صنعت را پیش می بردیم بدون این که بخواهیم از آن فلسفه و فال و خرافه درست کنیم، مسلما به مقصود رسیده بودیم و دین و معارف والای دینی را هم آلوده به آن افکار نکرده بودیم.

ساعت این تبریزی مثال جالبی است، آن هم در یک زمان بسیار حساس، درست وقتی که غرب پا در مسیر پیشرفت گذاشته و ما هم بستر مختصری برای رشد داشته ایم، به دلیل هم درآمیختگی ها، درجا زدیم.

به نظر می رسد، این تبریزی ساعتی ساخته بود که اگر به صورت طبیعی پیش رفته بود، شاید ما از سویس امروز جلوتر بودیم، اما او میانه کار دست به ترکیب زده و ساخته خود را ابزاری برای فال بینی قرار داده راه را به بیراهه تبدیل کرد.

این گزارش در نشان دادن این صنعت که یک سوی آن دانش و صنعت تجربی است و سوی دیگر آن خرافات و بیهودگی، بسیار عالی است.

رسول جعفریان

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن